تبلیغات
ماه آبی - مطالب محسن مهدی فر
پنجشنبه 11 آذر 1395  22:02

پوستر فیلم
داستان یک خطی فیلم: بر اساس یک اتفاق سیسیلیا و رابی از هم جدا می شوند... سرنوشت آنها را با جنگ جهانی دوم مواجه می کند در حالی که خواهر سیسیلیا بانی و روایت گر این قصه است.

فیلم Atonement (کفاره) محصول سال 2007 از آن فیلم هایی است که در نگاه اول شاید روایتگر یک داستان معمولی باشد. فیلم آنقدر شاهکار نیست که آخرش بنشینید با یک رفیق خوره فیلم ساعت ها در موردش بحث کنید اما آنچه که مرا در پایان درگیر خود کرد این بود که ما (بیننده) کجای این فیلم بودیم. در انتها نویسنده اعتراف می کند خیلی از مطالب ساخته ذهن بیمارش بوده برای ادای دین به همان کسانی که روزگاری باعث شده به خاطر او آسیب ببینند و حتی به هم نرسند. اما واقعیت این است که من با دیدن انتهای فیلم به این نتیجه رسیدم شاید واقعا ابتدا فیلم هم نویسنده ما را به گمراهی برده و شاید ما فقط شاهد یک کتاب دیگر از او بودیم. خلاصه آنکه این فیلم شما را در گیر خواهد کرد اگر کمی به آن فکر می کنید. در ابتدای فیلم فلش بک های کوتاه و در نهایت در پایان فیلم مصاحبه نویسنده آدم را به فکر فرو می برد شاید همه این زمانی که مشغول تماشای فیلم بودیم تنها در راهرو های ذهن بیمار یک نویسنده در حال پیاده روی بوده ایم.
عکس کتاب پرواز بر فراز آشیانه فاخته
اگر این فیلم را دیدید و خوشتان آمد به نظرم کتاب پرواز بر فراز آشیانه فاخته هم که این روزها دستم است فضایی اینچنینی دارد البته این بار با توصیفاتی از ذهن یک دیوانه روبروییم. 


نظرات()   
   
جمعه 14 خرداد 1395  18:20
نوع مطلب: (معرفی کتاب ،) توسط: محسن مهدی فر

عکس جلد کتاب جهش خاطرات روز بعد

مروری بر كتاب 

دهه پنجم قرن شانزدهم هجری خورشیدی است. سفینه ای عظیم ناگهان در مدار زمین ظاهر می شود... پسری در پشت رایانه اش سفینه ای را طراحی می كند... سازمان ملل متحد صفحه رایانه ای را به دولت اتحاد جماهیر اسلامی تحویل می دهد كه تصویر سفینه ای روی آن ضبط است...

این سه سفینه چه ارتباطی با هم دارند؟ واكنش كشورهای قدرتمند دنیا چگونه است؟

روبه رویی با ناشناخته ها و رقابتهای سیاسی جهان را دچار بحران می كند. دنیا به جنگ جهانی دیگری نزدیك می شود...

فقط یك نفر می تواند معماهایی كه دنیا را سردرگم كرده، حل نماید. 
دانشمند پیرو حكیم علی رغم بی میلی قدم پیش می گذارد تا آخرین بخش از بزرگ ترین و پیچیده ترین برنامه علمی تاریخ بشر را به اجرا درآورد، برنامه ای علمی كه حدود دویست سال پیش در ایران آغاز شده بود...
منبع:iketab.com

جلد کتاب مرد دو قرنی

اولین کتاب که تو این ژانر خوندم مرد دویست ساله اثر آیزاک آسیموف بود در کتابخانه عمومی یک شهر کوچک فوق العاده بود و این آغاز علاقه من به این گونه کتاب ها بود... به لطف جیره کتاب؛ عنوان جهش خاطرات روز بعد به دستم رسید. در ایتدا برایم سخت بود که یک ایرانی اونم این ژانر رو کار کرده باشه ولی هر طوری بود کتاب رو تموم کرد... ابتدا باید بگم نباید انتظار داشته باشید که یک کتاب در سطح بالا را مطالعه خواهید کرد اما باید اعتراف کنم که  موضوع داستان عالیه، طوری که حتی می تونست به صورت یک سری مجموعه دنباله دار ادامه پیدا کنه... ولی دو چیز من رو یکم با کتاب غریبه می کرد اول اینکه دشمنی سیاسی ما با برخی از کشورها به کتاب کشانده شده... و دوم اینکه متن خیلی کتابی است چطور می شه گفت خیلی عصا قورت داده است با این حال برخی فصل ها واقعا به نظر من کوتاه است ای کاش دنباله ای از این کتاب منتشر می شد... نوع نگاه نویسنده جالب و حتی به نظر من می توانست یک ژانر فرعی در شاخه علمی و تخیلی باشد که مختص همین نویسنده می بود... با این حال اگر این ژانر را دوست دارید مطمینم این کتاب برایتان حداقل ارزش یکبار خواندن را خواهد داشت.


نظرات()   
   
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395  13:46
نوع مطلب: (فیلم و سریال ،) توسط: محسن مهدی فر

پوستر فیلم ابدو یک روز

ابد و یک روز از اون فیلم هایی که در نگاه اول به مذاق خیلی ها شایدخوش نیاید و متهم به سیاه نمایی شود اما وقتی که این فیلم را می بینید در بیشتر لحظات شما با شخصیت ها همزاد پنداری می کنید؛ دوربین روی دست و نماهای نزدیک شما را درگیر خواهد کرد انگار شما هم عضوی از خانواده هستید. با خود فکر می کنید اگر جای مرتضی بودید همین کار را می کردید... سوال های زیادی برایتان پیش می آید که جوابشان در نهایت پس از پایان فیلم باید خودتان بدنبالش باشید و جواب برایشان پیدا کنید...

خودم شاهد بود در لحظاتی از فیلم همه می خندیدند اما زمانهایی بود همه ساکت بودند انگار می دانستیم و می خواستیم بغض کنیم شاید هم قطره ای اشک ... فیلم روال خطی معمول را ندارد یک برش از زندگی ابدو یک روز سمیه دختر خانواده ای است که در حال ازدواج است  انگار همه اعضا خانواده به دلیل حضور او با یکدیگر در ارتباط هستند رفتن او همه را می ترساند ... همانطور که وقتی او رفت من هم ترسیدم... ترسیدم برای نوید پسر کوچک خانواده...

فیلم به نظر من هیچ نگاه متعصبانه ای ندارد تصمیم با شما(تماشاگر) ست در نهایت که چگونه تصمیم بگیرد که آیا وقتی مرتضی (پیمان معادی) می گوید:" هرکس از این خانه نرود سگ است. هرکس برود و برگردد از سگ کمتر است" منظور با من و شمایی است که  اینجا زندگی می کنیم یا نه... اما در پایان شاید شما هم به این نتیجه برسید که شما هم به همراه سمیه محکوم به ابد و یک روز هستید. 


نظرات()   
   
شنبه 28 فروردین 1395  21:26
نوع مطلب: (سبک زندگی ،) توسط: محسن مهدی فر

روش هایی زیادی برای خوب نبودن در دنیا وجود دارد که هر کس با توجه به ویژگی های شخصیتیش یکی از آنها را انتخاب می کند اما من فکر کردم تا یک مجموعه از این موارد رو انتخاب کنم... اگر شما هم نمی خواهید خوب باشید و پیشنهادی  برای دیگران دارید خوشحال می شم نظراتتون رو بخونم...

1-      لطفا برای اینکه خوب نباشید اول صبح بخوابید و طلوع خورشید رو نبینید.

2-      اگر از تاکسی پیاده شدید برای اینکه خوب نباشید کمربند رو جمع نکنید.

3-      راستی هیچ چیزی مثل لذت اشتباه آدرس دادن نیست.

4-      آدم خوبی نباشید و به دوستانتان کتاب، موسیقی  و فیلم معرفی نکنید.

5-      اگر می خواهید آدم خوبی نباشید لطفا لبخند نزنید.

6-      هیچ وقت در بحث ها کوتاه نیایید دلیل ندارد که ...

7-      همیشه با صدای بلند داخل تاکسی و وسایل نقلیه عمومی با تلفن همراهتون صحبت کنید عالیه...

8-      همیشه دیگران رو قضاوت کنید... به نتایج خیلی خوبی می رسید

9-     موقعی که تو سلف سرویس دانشگاه غذاتون تموم شد دلیلی نداره صندلیتون رو بزارید جلو اینطور بقیه نمی تونن رد بشن و سختشون می ده...آخ حال می ده ها...

به این لیست هر روز اضافه خواهد شد...


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395
نظرات()   
   
سه شنبه 24 فروردین 1395  21:49
نوع مطلب: (معرفی کتاب ،) توسط: محسن مهدی فر

تصویر جلد کتاب افسوس برای نرگس های افغانستان

گرچه من در حوزه حقوق زنان و یا حرکت های اجتماعی اینچنینی فعال نیستم ولی قبلا به هنگام خواندن  کتاب من ملاله هستم زمان هایی اتفاق می افتاد خواندن یک پاراگراف آنقدر برایم سخت می شد که حتی مجبور می شدم حداقل برای چند روز کتاب را زمین بگذارم... اجحاف و گرفتن بعضی از ابتدایی ترین حقوق که در آن کتاب مطرح می شد مرا به زندگی اجتماعی کشور های همسایه علاقه مند کرد با پیگیری متوجه شدم هر روز دختران و زنان شجاعی از این جوامع بر می خیزند که هر یک آغازگر یک انقلابند. خوشبختانه موفق شدم کتاب افسوس برای نرگس های افغانستان را اخیرا در ادامه آشنایی با کشور های همسایه ایران مطالعه کنم این کتاب شما را از دید یک خبرنگار زن ایرانی به افغانستان پس از پیروزی نیروهای ائتلاف بر طالبان در این کشور می برد... نگاه متفاوت خانم بنی یعقوب شما را با وجهه ای جدید از افغانستان آشنا می کند از مصاحبه ای که با پدر هسر احمد شاه مسعود و نظرات گاه مثبت و منفی که افغانستانی ها نسبت به ایران دارند... همچنین نشان دادن گوشه ای از زندگی زنان ایرانی که همسرانشان افغانستانی هستند در آن کشور نشان می دهد که چگونه این زنان در این کشور زنده مانده اند! دید ژورنالیستی خانم بنی یعقوب در نهایت باعث شده تا این کتاب خواندنی شود...

به یاد صحنه ای از فیلم"سفر قندهار" ساخته محسن مخملباف می افتم. در آن صحنه یکی از بازیگران می گفت: اگر هر کس به اندازه نور یک شمع به اطراف خودش روشنی ببخشد، دیگر نیازی به خورشید نیست.(ص 42)

... بر اساس قوانین ما(ایران)، آنها نمی توانند فرزندانشان را با خود به ایران ببرند. بنابراین فرزندان زنان ایرانی که همسران افغان دارند، افغان هستند نه ایرانی...(ص 74)

چرا آن روز نگفتیدچون دختر هستی،با ما همراه نشو؟چرا؟ راحله آن روز بارها در سخنانش مجاهدان سابق را مورد پرسش قرار داد:... هیچ کدام از شما نگفتید دختر جوانی هستی و به زندان می افتی و موحب ننگ ما می شوی؟! حالا می گویید که اگر نماینده مجلس شوی، ننگ منطقه ما خواهی بود، فقط به این خاطر که زن هستم؟! امروز می گویید چون زن هستی، یک موجود ضعیف و ناتوانی و به درد وکالت مجلس نمی خوری. چرا 25 سال پیش ضعیف و ناتوان نبودم. شما را چه شده است؟(ص 270،271)

 بیشتر بدانید: +


نظرات()   
   

جلد کتاب
با خواندن صفحه اول حس می کنید باید حتما این کتاب را بخوانید؛ کمی که پیش بروید در گیر فضای ذهنی پیرمرد با مزه داستان و قصه زندگی اش می شوید که جالب خواهد بود. تم طنز کتاب و اتفاقات پی در پی اگر فیلم فارست گامپ با بازی تام هنکس را دیده باشید قطعا کتاب شما را به یاد این فیلم خواهد انداخت چرا که اینجا هم با پیرمردی روبرو خواهید که یکی از مهره های اصلی و تعیین کننده در اتفاقات تاریخی است. ناگفته نماند که ترجمه خوب فرزانه طاهری هم خواندن این کتاب را لذت بخش می کند.

هیچ­کس بهتر از بابا بزرگ نمی توانست مستمعانش را مسحور کند، وقتی که روی نیمکت محبوبش می نشست و، تکیه داده بر عایش، در حالی که توتونش را می جوید، برایمان قصه می گفت. ما نوه با چشمان گشاده از حیرت می پرسیدیم:"بابابزرگ... یعنی اینها راست است؟" بابا بزرگ جواب می داد:"اونایی که فقط حرف راست می زنند، لایق نیستند که آدم به حرفشان گوش بدهد" این کتاب را به او تقدیم می کنم. یوناس یوناسن

آلن به او هشدار داد:"انتقام چیز خوبی نیست. انتقام مثل سیاست است، یک چیز همیشه به چیز دیگر منجر می شود تا اینکه بد بدتر می شود و بدتر بدترین"(ص 67)

 بیشتر بخوانید:+ و+

 

 


نظرات()